ميرزا محمد على ( معلم حبيب آبادى )
مقدمه 32
مكارم الآثار در احوال رجال دوره قاجار ( فارسى )
سروده فاضل بزرگوار جناب آقاى حاج سيد مجتبى كيوان در رثاى استاد محقق مرحوم شيخ محمد على معلم حبيبآبادى قدس سره دريغ و درد كه داس زمانه ديگر بار * درود از چمن فضل خوشهاى پربار بلندپايه اديبى اريب رفت از دست * كه بود پايهء كاخ ادب ازو ستوار بمنزلت « ز شمار دو چشم يكتن كم » * بمرتبت ز شمار خرد فزون ز هزار جناب شيخ محمد على معلم فحل * بزرگوار و نكو سيرت و نكو رفتار سراى خاطرش از جلوهء حبيبآباد * روان طاهرش از مهر دوست برخوردار بكلك بود چو مفتاح فاتح الابواب * بطبع بود چو خورشيد مطلع الانوار معلمى كه بدرسش نشسته صد استاد * محققى كه ز كلكش گشوده بس اسرار بزندگانى هشتاد و هشتساله خويش * بنشر دانش و فرهنگ داشت استمرار دقيقهاى بنياسود از اشاعه علم * « چنين كنند بزرگان چو كرد بايد كار » به ماه تير و به شهر رجب به حق پيوست * كه دوست را نبود جز بكوى دوست قرار وفات اوست بتاريخ شمسى از هجرت * « سواد كلك معلم مكارم الآثار » 1355 شمسى هجرى